تبليغاتX
به جان با آسمان عشق رفتم
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
اول خود بعد دگران...

عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت
که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت
من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش
هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت
همه کس طالب یارند چه هشیار چه مست
همه جا خانه ی عشق است چه مسجد چه کنشت
سر تسلیم من و خشت در میکده ها
مدعی گر نکند فهم سخن گو سر و خشت
نا امیدم مکن از سابقه ی لطف ازل
تو پس پرده چه دانی که،که خوبست و که زشت؟
نه من از پرده ی تقوی به در افتادم و بس
پدرم نیز بهشت ابد از دست بهشت
حافظا روز اجل گر به کف آری جامی
یکسر از کوی خرابات برندت به بهشت

|+| نوشته شده توسط میلاد در دوشنبه هفتم آبان 1386 و ساعت 21:51 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar