تبليغاتX
به جان با آسمان عشق رفتم
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
معنای رنج ...
زندگی بدون رنج بی معناست.پرتو نور خورشید در پس روزهای بارانی شـــــفاف تر و دلنوازتر میباشد:

تا تگرید ابر کی خنـدد چمن

تا نگرید طفل کی نوشد لبن

باید به زندگی و تمام فراز و نشیب هایش به تمام رنجها و شادیها و مــرگ ها و رستاخیزیهایش ایمان بیاوریم.اگر همه شبها قدر بودی شب قدر بی قدر بودی

گر سنگ همه لعل و بدخشان بودی

پس قیمت لعل و سنگ یکسان بودی

اگر سرما خشونت زمستان نمی بود چگونه لطافت و مهربانی بهار را باور میکردیم و اگر گرمای بی امان نیمروزی تابستان نمی بود اعتدال و زیبایی پاییز چگونه معنا می یافت .

پس از درد و رنج نهراسیم زیرا که وجود آنها قدرت روحی انسان را افزایـــــش داده و او را در مقابله با ناملایمات پخته تر میگرداند.اگر مفهوم زندگی را درک کنیم از معنای رنج هم آگاه می گردیم .

هرکـــــــــجا دردی دوا آنجا رود    هر کجا پستی آب آنجا رود

هرکجا مشکل جواب آنجا رود     هــــر کجا فقری نوا آنجا رود

محرومیت ها .ریاضت ها و سختی های گاه به گاه که انسان را در فشار میگذارند به نــــوعی ضروری به نظر میرسند.می بینیم که کوهنوردان خانه گرم و راحت خود را به قصد صــعود به کوههای پر برف و صعب العبور با وجود مشقات فراوان و سرما و گرسنگی ترک کــرده و با از میان برداشتن موانع به قدرت روحی قابل توجهی دست می یابند و بدین طریق مهیای مبارزه با ناملایمات زندگی می گردند.عذاب انسان را قوی و هماهنگ میسازد و او را تعلیــــــــــــــم میدهد.علاوه بر این انسان با حل مشکلات لذت آرامش را حس می کند و رفاه و ایمنی بـــی وقفه آدمی را بی ثمر و بی محتوا می سازد .و آرامش زاییده آسایش نمی باشد .آرامش در کنار اضطراب .نور در کنار ظلمت و سپیدی در کنار سیاهی شکل می گیرد و اضداد ویژگی جهان است

هراکلیوس فیلسوف یونانی میگوید :

اگر هیچگاه بیمار نشویم نمی دانیم تندرستی چیست.اگر هیچگاه گرسنه نشویم از سیر شدن لذت نمیبریم .اگر هیچگاه جنگی رخ نمیداد قدر صلح را نمی دانستیم .واگر زمستان نمــــی آمد بهار هم نمی آمد ... . نیکی و بدی هر یک جایگاه خود را دارند .بدون تاثیر متقابل و مــــداوم این اضداد جهان نابود میشود.خــــدا همانا روز و شب زمستان و تابستان جنگ و صلح ســـــیری و گرسنگی است .در حقیقت خدا را میتوان آشکارا در اضداد و دگدگونیهای بی وقفه طــــــبیعت مشاهده کرد.

جز به ضد.ضد را همی نتوان شناخت

|+| نوشته شده توسط میلاد در سه شنبه هشتم فروردین 1385 و ساعت 16:56 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar